تاریخ : چهارشنبه, ۲ اسفند , ۱۴۰۲ 12 شعبان 1445 Wednesday, 21 February , 2024
12
به قلم محمد ایل بیگی

ادب از که آموختی، از سرباز وظیفه

  • کد خبر : 1346
  • 05 بهمن 1399 - 15:06
ادب از که آموختی، از سرباز وظیفه
یادمه چند سال پیش هواپیمایی در نزدیکی کرج سقوط کرد که متعلق به نیروی هوایی ارتش بود و بلافاصله از طرف معاونت اطلاعات و اخبار البرز راهی اونجا شدم.

حادثه خیلی ناراحت کننده بود و وقتی سر صحنه رسیدم، با پیکر خدمه پروازی روبرو شدم و اتفاقات اونجا اِنقدر ناراحت کننده بود که یادآوریشون هم دردناکه؛

دو روز اونجا آفیش بودم و همزمان با جعفر اسدی، مدیرم داوود ژین در کرج و حسینی بای در تهران به پوشش اخباری که ارسال می‌کردیم و تکمیل گزارش کمک میکردند.

مکان سقوط هواپیما، فرودگاه فتح بود و منطقه‌ای نظامی محسوب می‌شد، ولی چون اونجا همواره در رفت و آمد بودم و تقریباً همه فرماندهان ارتشی حاضر در منطقه با من آشنا شده بودند، مشکلی برای تردد نداشتم.

چند روز بعد از اینکه تحقیقات درباره علت سقوط به پایان رسید، قرار شد هواپیما توسط تیم های آتش نشانی جابجا بشه و من هم برای تهیه خبر مجدداً راهی منطقه صفادشت در فردیس (محل سقوط هواپیما) شدم.

به محض اینکه خواستم وارد محدودهٔ سقوط هواپیما بشم، یک سرباز ارتش با لباس آبی رنگ به سمت من اومد و مانع از ورود من شد.

خیلی محترمانه خودم رو معرفی کردم و گفتم که من تا چند روز گذشته با فرماندهان ارشد شما اینجا بودم و خلاصه هر کاری کردم اجازه ورود و تهیه گزارش به من نداد.

چون منطقه دور و رفت و آمد خسته کننده شده بود و باید گزارش تکمیلی رو ارسال می‌کردم، بلافاصله با امیر سرتیپ تقی خانی، فرمانده ارشد و سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی در تهران تماس گرفتم و گفتم امیر لطفاً به این سرباز بگو اجازه بده من برم داخل؛

گوشی رو به اون سرباز دادم و دیالوگی بین این دو برقرار شد که برام جالب بود.

سرباز به امیر تقی خانی گفت: امیر ضمن احترام به شما، ولی از بنده نخواید این اجازه رو بدم، من از سرهنگ فلانی دستور می‌گیرم و ایشون هم از فلانی و فلانی هم از …

خلاصه سرباز گوشی رو به من داد و دیدم امیر تقی خانی هم علیرغم اینکه روزهای قبل برای این حادثه زیاد با هم در ارتباط بودیم، عمل اون سرباز رو تأیید کرد و گفت؛ آقای ایل بیگی اجازه بدید سلسله مراتب رعایت بشه و الان با امیر(ظاهراً فرمانده استانی بود ولی مطمئن نیستم) تماس می‌گیرم.

خلاصه چند دقیقه ای گذشت و راستشو بگم، کمی هم عصبانی شدم، ولی موقع برگشت از همشون تشکر کردم و از امیر تقی خانی خواستم از اون سرباز و تیمی که اونجا مستقر شده بودند تشکر کنه.

خلاصه وظیفه شناسی ای که از اون سرباز دیدم، باعث شد ادب کاری‌ رو ازش یاد بگیرم.

امیدوارم هرجا هست موفق باشه و امید دیگه هم دارم که امیر تقی خانی از اون سرباز و تیمی که اونجا مستقر بودند، تقدیر کرده باشه.

در نهایت نظر شخصی من درباره سرباز راهور هم اینه که ازش حمایت بشه؛

چون موضوع به سادگیِ حمایت از یک سرباز نیست و فردی که صراحتا اعلام میکنه «در جواب فحش نماینده مجلس بهش گفتم بچه خوشگل» یعنی علاوه بر انجام وظیفه قانونی خودش، در بیان واقعیت هم صداقت داشته و این دو موضوع در هر انسانی که مدعی خدمت به مردمه، به این شفافی نمایان نمیشه.

نهایتاً اینکه در روزهایی که از بعضی مدیران دولتی(البته تأکید میکنم بعضی ها) داشتن صداقت و شفافیت واژه غریبی به نظر میاد، باید با حمایت های اینچنینی، کمی در کوره وظیفه شناسی بدمیم؛

شاید روی‌ رفتار عده ای دیگه تاثیرگذار باشه؛

اشتراک گذاری
لینک کوتاه : https://khabargohardasht.ir/?p=1346
  • نویسنده : محمد ایل بیگی
  • ارسال توسط :
  • دیدگاه‌ها برای ادب از که آموختی، از سرباز وظیفه بسته هستند

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.